مقدمه خاطرات شفاهی مقدمه خاطرات شفاهی
خاطره اول
خاطره دوم خاطره دوم

خاطره اول

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
3

برادر فقید "عزیز لطیف" نقل می کرد که در یک نماز جماعت من در صف اول درست پشت سر ایشان ایستاده به ایشان اقتدا کرده بودم. به محض اینکه نماز تمام شد و ایشان آخرین سلام را دادند، سرم را جلو بردم و سؤالی از ایشان کردم. ایشان بعد از یک مکث بسیار کوتاه رویش را بر گرداند و با لحنی ملتمسانه گفت " بگذارید پائین بیایم بعد، والا خرد می شوم" و صورتش را بر گرداند و مشغول تعقیات نماز شد.

توضیح: هرکس که به نماز که یگانه وسیله بالا رفتن نفس است می ایستد، به علت خاصیت آن که نردبان حرکت بسوی بالا است که ائمه اطهار فرمودند: الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن (نماز نردبان ترقی مؤمن است) یا فرمودند: الصَّلاَةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیّ (نماز مایه نزدیکی هر نفس پرهیزگار است). نمازگزار مطمئناً با این وسیله نفسش به طرف بالا کشیده می شود. لذا از ائمه هدی (ع) رسیده است که : مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فقد کفر (هرکس نماز را به عمد ترک نماید حتما کافر است.)

مقدار بالا رفتن نفس، تدرجی و به نسبت پاکی و خلوص نیت و حضور قلب است. چه انسان بخواهد یا نخواهد طبق برنامه خداوند متعال بایستی ناچاراً بسوی او حرکت نموده و درک مقامات قرب او را در این دنیا بنماید، واِلا در آن دنیا بایستی با مشقات فراوان آن راه را طی کند.

انسانهای عادی که نماز می خوانند:

اولا: معرفت و اخلاص و حضور قلبشان در درجات میانی است.

ثانیا: به علت پوششهائی که روی نفسشان  را پوشانده، حالت قرب در نماز را احساس نمی کنند و نمی توانند حالت تقرب را درک کنند. ولی اولیاء خدا که غرق در نماز می شوند، حالت نزدیکی را کاملا احساس نموده و بهترین لذتها را از آن می برند و واقعاً از زمین و زمینیان می بُرند. پس از آن حالت، پایین آمدن و انس با زمین و زمینیان بعد از انقطاع از آن، کاری مشکل است که باید مُتدرجاً صورت گیرد. به همین دلیل تعقیبات نماز را توصیه کرده اند تا نماز گزار به تدریج حالت تعلق به زمین پیدا کند.

بدون اینکه قصد مقایسه ای باشد که هیچ کس با رسول الله (ص) قابل مقایسه نیست، در احوال آن بزرگوار نوشته اند که روزی بعد از عبادت، برای اینکه بتواند با زمین و زمینیان ارتباط بر قرار کند به عایشه که در اطاق بود فرمود: کلمینی یا حمراء ( ای عایشه با من سخن بگو ) چون این سخن گفتن عایشه با آن بزرگوار باعث می شد که او آهسته آهسته به زمین بر گردد و حالت عادی پیدا کند. در مورد امیرالمؤمنین (ع) هم، همه شنیده ایم که نقل کرده اند که در یکی از جنگها یک قطعه آهنی آنچنان در پای مبارکش فرو رفته بود که تاب تحمل خارج کردن آن را نداشت. وقتی موضوع را به پیامبر(ص) گفتند فرمود آن تیغ را سرنماز بیرون بیاورید، چون علی در نماز دردی احساس نمی کند.

لذا مرحوم صاحب الفصول هم که در آن نماز آنچنان بالا رفته بود که پایین آمدن و تعلق و ایجاد ارتباط با زمینیان فوراً بسیار مشکل بود و به تعبیر خود او شاید باعث "خرد شدنش" می گردید از پرسش کننده می خواهد که کمی تأمل کند تا پایین بیاید.

در این مورد مَثَلی که برای تقریب ذهن می توانم بزنم اینکه دیده ایم وقتی چتربازان با هواپیمائی بالا می روند و با چتری پائین می آیند، برای اینکه بتوانند در روی زمین دنبال مأ موریت خود بروند، باید اول چتر را بطور کامل ببندند.

مقالات مرتبط