خاطره چهارم خاطره چهارم
خاطره پنجم
خاطره ششم خاطره ششم

خاطره پنجم

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
6

برادر بزرگوار فقید آقای حاج ابوتراب هدایی (ره) نقل می کردند که برای تودیع جهت مراجعت به اراک در تهران حضورشان رفتم. بعد از عرض سلام به محض نشستن همانطور که روی تشکچه نشسته بودند، دو دستشان را روی زمین گذاشته به گوشه سقف اطاق با نگاهی غیرعادی، به نحوی که موجب وحشت من شد، خیره شده و فرمودند: "این روزها چیزهایی مشاهده می شود، اما روش ما کامیابی نبود". بعد از لحظاتی حال و نگاهشان عادی شد و مشغول صحبتهای عادی شدیم. من از این فرمایش فهمیدم که به محض رسیدن به اراک مشکلات عدیده ای برایم پیش خواهد آمد .

بعد از ورود به اراک دقیقاً همانطور که ایشان فرموده و من پیش بینی کرده بودم، مشکلات خانوادگی بسیار سنگینی برایم آغاز شد و چندین ماه طول کشید به طوریکه در پایان، با بهای سنگین مالی و حالی موضوع خاتمه یافت. اما در تمام این مدت، سخن ایشان که : "روش ما کامیابی نبود" بهترین  مایه تسلی خاطر و آرامش من بود.

توضیح: افرادی که اینگونه خوارق عادات را از بعضی از بزرگان می بینند و می شنوند، یا آنها را تقلیدی میپذیرند، یا به علت عدم آشنائی با برخی از راز و رمزهای جهان آفرینش، رد کرده و اینگونه عملکردها و نقل قولها را خرافه و یا غلو می انگارند.

اما حقیقت مطلب اینکه اگر ما نمی توانیم وقایع آینده را ببینیم به این علت است که گرفتار قید و بندی محکم به نام "زمان" هستیم که بسیار نامحسوس، و به نحوی، نه تنها درتمام باورهایمان، ما را احاطه نموده است بلکه هیچ گریزی از آن نمی بینیم، حتی احساس هم نمی کنیم که در این بند گرفتاریم.

اما در حقیقت "زمان" چیزی جز تصور ما از سیر کلی عالم از نقص به سوی کمال در حرکتی یک نواخت، بی وقفه، بی استثناء و همه گیر، نیست. نگارنده این مطلب را در "کتاب رازهای رستاخیز" خود مفصلاً ومستدلاً بیان نموده بلکه اساس کتاب برهمین تئوری استوار است. برای ملاحظه کتاب می توانید به سایت  ghaffarzadeh.net  بخش کتابها مراجعه نمایید.

اگرما بتوانیم از "زمان " بگذریم و ببینیم که همه وقایع در عالم هستی، با نظمی غیر قابل تصور در جریان سیری مدام قرار دارند، می توانیم تصور کنیم که اگر مردانی اینقدر خود را بالا کشیده باشند که که از "زمان " و "مکان" گذشته و سیر وقایع را تعقیب کنند در آن صورت می توانند وقایع را قبل از وقوع ببینند.

نگارنده در همان کتاب از این مثل استفاده نموده است که اگر ما در یک کارخانه بطری پر کنی جلو خط تولید ایستاده باشیم، می بینیم که بطری ها یکی بعد از دیگری از جلوی ما  می گذرند. ولی نمی توانیم سر نوشت سایر بطری ها را، اینکه آیا سیر آنها در داخل دستگاه ادامه خواهد داشت یانه؟ و اگر ادامه خواهد داشت، بطری هایی که هنوز نیامده اند درچه وضعیتی هستند بدانیم. اما اگر از داخل سالن تولید بیرون آمده و وضع کل کارخانه بلکه شهری را که این بطری ها در آن پخش می شوند از بالا نگاه کنیم، می توانیم جریان سیر همه بطری ها، اینکه حتی هر بطری در کجا قرار دارد، کی و به چه نحوی از سطح شهر جمع آوری می شود، چه مسیری را تا کارخانه خواهد پیمود ، دقیقا کی به کارخانه خواهد رسید ، چه مراحلی را در کارخانه خواهد گذرانده و در ادامه چگونه در دایره پخش قرار خواهد گرفت؟ را بطور دقیق دیده، محاسبه وبه اقتضاء حکمت به دیگران هم بیان کنیم.

پس به راحتی می توان قبول کرد که اگر کسی از محدوده زمان ومکان گذشته باشد، به راحتی با بینایی کامل می تواند وقایع عالم را ببیند واگر حکمت اقتضاء کند به دیگران هم بیان کند.

مطلب بسیار مهم در مورد مردان خدا اینکه – همانطور که در یکی دیگر از خاطره ها بیان شد – نشانه کمال آنها، اظهار این گونه مسائل از آنها نیست چون این چشمه ها چه بسا حتی بیشتر، از مدعیان دروغین مانند دراویش و صوفی ها هم دیده شده است. خود آن بزرگوار در کتاب " حکم تشریع احکام دین" - که شرح آن توسط نگارنده آماده چاپ است و امید که به  زودی چاپ شود - مستدلا توضیح می دهد که چه فرق فاحشی میان این مدعیان که چه بسا حرفها و ادعاهاشان هم درست از آب در آید، و مردان و اولیاء خدا وجود دارد. طالبین می توانند به آن کتاب مراجعه نمایند.

مقالات مرتبط