خاطره ششم خاطره ششم
خاطره هفتم
خاطره هشتم خاطره هشتم

خاطره هفتم

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
2

مرحوم صاحب الفصول در اواخر عمر در یک عصر تابستانی بر اثر افتادن از پله های خانه یکی از برادران، دچار شکستگی در ناحیه پا می شوند که بلافاصله دوستانی که در حضورشان بودند پزشک بر بستر ایشان می آورند و با زحمت زیاد (به علت فقدان وسایل در آن روزگار یعنی سال 1327) و تحمل درد توان کاه، محل شکستگی را می بندند.

برادر فقید مرحوم آقای حاج جعفر حیدرعلی نقل می کردند که بعد از رفتن دکتر بمن فرمودند پای مرا باز کنید. هرچه اصرار کردیم مفید فایده نیافتاد. وقتی اصرار و ناراحتی ما را دیدند فرمودند: نگران نباشید پنج روز دیگر این پای من خوب می شود و در جلسات شما حاضر می شوم.

درست روز پنجم بعد از این گفتار، ایشان فوت کردند.     

مقالات مرتبط