خاطره نهم خاطره نهم
خاطره دهم
خاطره یازدهم خاطره یازدهم

خاطره دهم

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
2

دوستان ازقول ایشان نقل می کردند که می گفته اند:

"همه به شما می گویند بیایید ببینید، من به شما می گویم ببینید بعد بیایید.

توضیح: بزرگانی که معمولا دارای داعیه هائی برای هدایت مردم هستند، ادعایشان نوعاً این است که اگر نزد ما بیایید و سخنان ما را بشنوید، می توانید با پیروی از آنها هدایت شوید و به تعالی برسید. در حقیقت این برداشت گویای این مطلب است که ما حقیقت را یافته ایم و می توانیم شما را با آن اشنا کنیم.

اما ایشان فرمایش امیرالمؤمنین (ع) را زمانی که عده ای به او اعتراض کردند که چرا طلحه وزبیر را که از یاران صادق پیامبر (ص) بوده اند از خود می رانی فرمود: اعْرِفِ الحقَّ تَعرِفْ أهلَهُ (حق را بشناس، اهل حق را می شناسی)، تأسی کرده به کسانی که دور و بر ایشان بودند وتلمذ می کردند میفرمود: اول حق را بشناسید، بعد نزد من بیایید که به قطع مرا هم خواهید شناخت.

همین دعوت مشروط ایشان هم نه برای ما به ازائی، نه جاهی، نه مقامی، نه اسمی بوده بلکه فقط برای انجام وظیفه ای بود که این مردان بزرگ الهی بر دوش خود برای درمان دردهای لاعلاج مردم که بدترین آنها جهل و نا آگاهی است احساس می کردند. در این راه بر همه بی مهری های مردم می ساختند و به قول خودشان خود را با دوغ و کره مردم شریک نمی کردند. با این ادعا خود را میزان حقیقت معرفی نمی کردند بلکه حق را میزان شناسائی افراد می دانستند.  

مقالات مرتبط