خانه بلاگ خاطرات شفاهی خاطراه سیزدهم
خاطره دوازدهم خاطره دوازدهم
خاطراه سیزدهم
خاطره چهاردهم خاطره چهاردهم

خاطراه سیزدهم

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
3

برادر فقید مرحوم آقای بوذری (ره) از دوستان اراک، نقل می کرد که روزی برای تقاضای اینکه از خداوند بخواهد تا پسرم را شفا عنایت کند بر سر مزار شریفش رفتم.

توضیح اینکه فرزند بزرگ ایشان که مهندس کشاورزی از آلمان بود و در آن زمان رئیس مؤسسه تحقیقات توتون در گوراب گیلان بود، در تصادفی در مسیر اراک به تهران، همسر خود را از دست داده بود و خودش هم به مدت 25 روز در حالت کما در یکی از بیمارستانهای اراک به سر می برد که به تهران منتقل شده و در یکی از بیمارستانهای تهران در حال کما بستری گردیده بود.

می گفت بر سر مزار، جیبهایم را گشتم و یک حبّه قند که از مدتها قبل در جیبم مانده بود را در آوردم و بر روی قبر گذاشتم و با الحاح و اصرار حرفهایم را گفتم. سپس از همانجا مستقیماً به بیمارستان رفتم و از خانم پرستار مربوطه خواستم که این حبّه قند را در آب حل کرده و با سرنگ در داخل سرم مریض بریزد. این حرف برای ایشان بسیار غیرمنتظره بود، لذا به شدت امتناع کرد. اما من دست بردار نبودم و بعد از کلی اصرار از من و امنتاع از او بالاخره پذیرفت و این کار را کرد.

همان شب و بعد از چند ساعت از این ماجرا، او که بیش از 30 روز در حالت کما بود و دکترها تقریباً به کلی قطع امید کرده بودند به هوش آمد و خطر به کلّی رفع شد و بعد از چند روز دیگر مداوا در بیمارستان، بهبود یافته و دوران نقاهت را در خانه ادامه داد.

 

توضیح: در اینکه رفتن بر سر مزار پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) و یا بزرگان دین و خواستن حاجات از آنها و دعا کردن در آنجاها جایز است یا نه نظرات مختلفی اظهار شده است. عمده برداشتها از این موضوع به این شرح است: عدّه ای این کار را کاملاً مجاز دانسته و برای قضای هر حاجتی خود به این مشاهد مشرفه رجوع می کنند. عدّه ای این کار را شرک تصور می کنند و عدّه ای هم گرچه زیارت این قبور طاهره را مجاز ومفید می دانند اما خواستن هرگونه حاجتی از آنها را خلاف توحید خداوندی تلقی می کنند ومعتقدند که هر حاجتی باید فقط از در گاه مقدس او خواسته شود.

اما هرکدام از این اشکالات را بحثی جداگانه در خور است:

1 -  اینکه آیا مراجعه به قبور آنها کاری درست وخدایی است که ما برای قضای حاجاتمان انبیاء و اولیاء را واسطه قرار دهیم یا نه می توانیم بدون هیچ گونه واسطه ای از خود خداوند هرچه را که می خواهیم طلب کنیم می توانیم بگوییم :

الف – فاعلیت خداوند "مطلق" است. به عبارت دیگر ذات مقدس او به هرکس بلکه به هر ذرّه از ذرات عالم هستی هر آنچه را که بخواهد به هر مقدار در هر زمانی و مکانی به هر شرطی و نحوی که اراده فرماید عطا می کند و هیچ چیزی اطلاق عمل او را نقض نمی کند و در این هیچ تردیدی نیست.

ب – اما از طرف دیگر باز هم  می دانیم که قابلیت مخلوقات درعالم خلق مقیّد است. به عبارت دیگر مقدار، زمان، کیفیت، مکان... دریافت فیض از طرف مخلوقات مقید است. هیچ مخلوقی در عالم هستی نیست که بتواند در هر زمان به هر مقدار به هرنحو و در هر مکان، فیض خداوندی را دریافت کند. بلکه مقدورات هر مخلوقی – البته انسانها هم – به مقدار وسعت وجودیشان است.

ج - مثالی که نگارنده در بحثهای متعدد در این باره زده است اینکه اگر تصور کنیم که یک کارخانه تولید نیروی برق، با ظرفیت بسیاربالا برای تأمین برق مصرفی یک کشور ساخته باشند که بتواند  تمام احتیاجات آن کشور را به نیروی برق در هر وقتی، به هر مقداری، به هر کیفیتی تأمین کند، می دانیم که مصرف کنندگان این مقدار برق، به هیچ وجهی نمی توانند برق تولیدی را از آن نیروگاه (بدون واسطه) بگیرند و به محض اتصال مستقیم به آن تماماً سوخته و از بین می روند. لذا همانطور که می دانیم تأمین کنندگان برق شهر بی هیچ چاره ای، مجبورند در خروجی کارخانه یک فشار شکن بسیار قوی و در مسیر راه از نیروگاه تا هر یک از مصرف کنندگان به مناسبت حال و ظرفیت مصرف کننده بگذارند. برای یک کارخانه بزرگ صنعتی، فشارشکنی بزرگ و قوی و برای مصرف کننده خیلی کوچک مانند تلفن موبایل، یک شارژر مناسب. البته هرکدام از این فشارشکن ها (ترانسفورماتورها) از یک فشارشکن بالاتر از خود این مقدارنیرو را می گیرند.

می دانیم که در ایجاد یک سیستم برق رسانی، بزرگترین و دقیقترین محاسبات براساس ظرفیت مصرف کنند گان است که باید نیروی تولیدی را بگیرند ونه ظرفیت تولید کارخانه. اما باز می دانیم  که همه مصرف کنندگان همه نیروی دریافتی خود را از نیروگاه می دانند و اگر در برق رسانی خللی به وجود آید هیچ کس نه سراغ ترانسفورماتورها می رود و نه بازخواستی از آنها می کند، بلکه از کارخانه تولید نیرو پرس جو می کنند که به چه علتی برق قطع شده است. چون می دانند اگر نیرویی از کارخانه تولید کننده ارسال شود ترانسفورماتورها آن را منتقل خواهند نمود. باز هم می دانیم که ویژگیهای ترانسفورماتورها و کابل های رابط حتما باید در خور توانایی کارخانه تولید نیرو بوده باشد و اِلّا امکان انتقال نیروی تولیدی به مصرف کنندگان میسرنخواهد بود.

حالا با توجه به اینکه گفتیم با وجود فاعلیت مطلق خداوند، قابلیت مخلوقات مقید است پس لزوماً رابط هایی لازم است تا این امکان را برای مخلوقات – ونه برای خداوند -  فراهم کند تا جریان فیض برقرار باشد. این سیستم عمل کرد عالم هستی است و حقیقت اِن الله عَلی کُلّ شَیئیٍ قدیر، در مورد خداوند صد در صد صادق است اما در مورد مخلوقین کار ساز نیست.

به فرموده استاد ارجمند بینا مرحوم حایری:

ممکنی کو سـر بسـر  نقص  اسـت و  عیب                       ره نیـابد بی چنین ربطی به غیـب

همچو  مور  تشـنه   مسـکین     ز   یَم                       کی توان خورد آب بی توسـیط نم

عیب فاعل نیست نقص قابل از ادراک فیض                          مور بی توسـیط نَم از یَـم نیابد کام را  

 

پس برای برقراری فیض از خداوند فیاض بسوی مخلوقات، واسطه هایی بمناسبت حال مخلوقات لازم است که فیض را از خداوند بگیرند و به مخلوقات برسانند. این واسطه ها باید انسانهایی به مقصود رسیده وآیینه تمام نمای او باشند تا با توانایی هایی که در اثر تابش نور خداوندی و حصول به مقام فعلیت مطلقه تامه یافته اند، بتوانند این مقام واسطه گری عظیم را به دوش بکشند. پس خواستن حاجات فقط به این منظوراست که آنها تنها واسطه اند و ما باید فیض خداوند فیاض به واسطه گری آنها بخواهیم که از خدای خود برآوردن حاجات بندگان خود را بخواهند. و مبادا مبادا خود آنها را فیاض دانسته و فیض را از آنها بخواهیم. مرحوم حایری هم در کتاب مشرق الانوار خود می فرماید:

 

صـادر   اول  وجودش  رابطه     اسـت                        نی  بِالاستقلال بل بالواسـطه اسـت

عارفان    کـز  ســر  ابداع    آگهند                        این چنین نسـبت به او کی می دهند

هر چه هست از خالق است او واسطه است                            در میان بنده  و حق  رابطه  اسـت

 

در قرآن هم می خوانیم: وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَا : (خداوند را زیباترین آثار است، پس شما او را به واسطه آنها بخوانید) و می دانیم که این آثار (اَسماء) نمی توانند صرفا الفاظ باشند. به عبارت دیگر مثلاً اسم رحمان که ازاسماء مقدس اوست به صرف یک کلمه بودن زیباترین اسم نیست. بلکه این زیباترین آثار انسانهای به مقصد ومقصود رسیده اند که زیباترین آثارند.

 

2- سؤال دوم اینکه اگر ما بپذیریم که آنها واسطه های فیض اند و ما باید فیض خدا را به واسطه گری آنها از خدا  بخواهیم، پس بعد از مرگ آنها که در دنیا نیستند و بدنشان هم در زیرخاک پوسیده واثری از آنها نمانده پس بر سر قبور آنها رفتن و در آنجا از خداوند حاجت خواستن چه تأثیری می تواند داشته باشد؟!

در این مورد باید توصیح داده شود که همانطور که می دانیم هر عملی در طول زندگانی انسانها دارای انرژی های مثبت و منفی است. به عبارت دیگر تمام اعمال ما و همه انسانها آثاری مثبت و آبادگر یا مخرب و ویرانگر در محیط اطراف، افکار و ذهن دیگرانی که مخاطب یا در ارتباط اند و شاید بیشتر و مؤثرتر از همه در افکار و حتی جسم و بدن خود ما می گذارد. چون همگی آثار موجودی زنده ومختار (انسان) است. این آثار به نسبت قوت وضعف خود در هر کجا و هرکس که از آنها اثر پذیرفته باشد باقی می ماند و همان آثار را در دیگران هم می گذارد.

این آثار در جسم انسانها چه در این دنیا و چه بعد از مرگشان و در باقی مانده های بدنشان باقی می مانند و اثر خود را مرتبا پخش می کنند. این آثار به نسبت مرتبه و وسعت وجودی هر انسان، البته متفاوت است. در بدن مردان خدا و انبیاء و اولیاء ولو پوسیده باشد، انرژی های بسیار قوی ذخیره می شود و قدرتهای بسیار قوی در آنها به وجود می آورد که باعث ایجاد آثار فوق العاده قوی می گردد و اثر می بخشند. لذا وقتی انسانهای دیگر در کنار قبر آنها می روند با مناسبتهایی که با آنها دارند از آنها اثر می گیرند و باعث نورانی شدن و تقویت هر چه بیشتر انرژی های مثبت شان می شود. در این موضوع با داشتن دلایل علمی نمی توان تردید کرد.

در تحقیقات زیادی که صورت گرفته انسان با لمس یک شیئی مایع حتی جامد، آثار مهمی در آن شیئی به جا می گذارد و باعث تغییراتی در آنها می شود. یک دانشمند ژاپنی که روی مولکولهای (کریستالهای) آب مطالعات زیادی کرده و نتایج آن را در چند جلد کتاب منتشر نموده، ثابت می کند که لمس کردن و حتی در دست گرفتن یک ظرف آب توسط انسانهای مختلف تغییرات کاملا مشهود متفاوتی درکریستالهای آب ایجاد می کند. حتی تجربه کرده که کریستالهای آب یک رودخانه با گذشتن از داخل یک شهر بدون اینکه هیچگونه آلودکی ظاهری پیدا کند، در اثر اعمال  ساکنین شهر کاملا تغییر می کند و با کریستالهای آب ورودی متفاوت می شود.

لذا دستورات رسیده از بزرگان دینی حکایت از توصیه های آنها مبنی بر حضور در کنار قبور بزرگان دینی مخصوصا پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) علیه السلام به ما رسیده است.

مرحوم حایری (ره) در قبر نوشته ای که به خط خود نگاشته و بر روی مقبره ایشان منقوش است می نویسد: ... وقد ضمن صاحب هذا القبر لوافده و قاصده ان یقضی الله بفضله حاجه له و یحل مشکله بشرط ان لا یکون وفوده للامتحان و رجائی بفضل الله تعالی ان لا یخیب عبده فی هذا الظمان

هر که آید از صـفا بر این مزار                          مشــکلش را حل نماید کردگار

گرجـفا   دیدی قدم  دیگر  منه                            ور وفا دیدی دل ازما بر مدار

ترجمه متن عربی: و بتحقیق صاحب قبر ضمانت می کند برای زیارت کننده و قصد کننده خود به اینکه خداوند حاجت او را بر آورد و مشکلش را حل نماید مشروط بر اینکه این زیارت او برای آزمودن نبوده باشد و امید می برم که خداوند به فضل خود این بنده را در این ضمانت نا امید نگرداند.

مقالات مرتبط