خانه بلاگ خاطرات شفاهی خاطره شانزدهم
خاطره پانزدهم خاطره پانزدهم
خاطره شانزدهم
خاطره هفدهم خاطره هفدهم

خاطره شانزدهم

تاریخ بروزرسانی: 11 مهر 1405
2

همسر اول ایشان که خواهر سید صادق طباطبائی، رئیس اولین دوره مجلس شورای ملی بود بعد از فوت در مقبره خانوادگی فامیل طباطبائی واقع در نبش میدان اصلی شهرری در راهرو ورودی به رواق دفن خود مرحوم طباطبائی، دفن شده است و سنگ مزاری بر دیوار بالای قبر نصب شده است.  دوستان که برای زیارت حضرت عبدالعظیم به شهرری می رفتند حتماً برای فاتحه خوانی سری به مزار آن مرحومه هم می زدند و فاتحه ای می خواندند. نگارنده هم بارها فاتحه بر سر آن مرحومه خوانده است.

یکی از برادران بنام آقای عزیز لطیف نقل می کردند که روزی برای فاتحه خوانی بر سر مزار آن مرحومه رفتم. وقتی وارد ساختمان شدم از دور مرحوم صاحب الفصول را دیدم که باحالتی عمیق و خلصه مانند کنار قبر نشسته اند، کمی از همان راه دور در حال نظاره به ایشان صبر کردم، اما هر چه سعی کردم نتوانستم خود را به جلو رفتن وسلام کردن و فاتحه خواندن راضی کنم وبا این تصور که ایشان هم مرا ندیدند و برای اینکه خلوت ایشان را به هم نزنم از همانجا برگشتم.

چند روز بعد که در منزل زیارتشان کردم، بدون اینکه چیزی بگویم رو بمن کرده فرمودند: ایشان گیرهایی و موانعی داشت که مشغول رفع کردن آن موانع بودم.

 

توضیح :

1 – همانطور که نگارنده در کتاب "رازهای رستاخیز" در مبحث برزخ توضیح داده است، آنانیکه از این دنیا به عالم آخرت سفر می کنند بمناسبت اعمالی که دراین دنیا انجام داده و آن مقدار از قوای مودعه در وجودشان را نتوانسته اند به فعلیت برسانند در عالم برزخ گیرها و توقف های طولانی دارند تا بتوانند خود را به طریقی - که در همان کتاب ذکر کرده ام - نواقص خود را رفع و و به همان اندازه خود را بالا بکشند ( برای توضیح بیشتر به همان کتاب رجوع شود).

2 – انسانهای والائی که در همین دنیا توانسته باشند از قید و بندهای تعلقات دنیایی برهند، می توانند در حد رهیدگی و وارستگی نفسشان، به آن عالم اشراف پیدا کنند حتی کمکهایی به اهل آنجا برای نجات از گرفتاریهای شان بکنند.

در روایات رسیده از رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) - بدون اینکه مقایسه ای شود- این چنین اقداماتی از آن بزرگوارن هم نقل شده است. مثلا نقل شده است که رسول الله (ص) موقع مرگ سَعد ابن مَعاذ، بعد از اینکه او را غسل داد و کفن نمود و به دست مبارک خود دفنش نمود - حتی ردای خود را در داخل قبر او نهاد – باقیافه ای ناراحت بر سر قبر ایستاد. مادر سعد خطاب به قبر فرزندش گفت: گوارا باد تو را ای سعد (این که پیامبر تو را تا این حد اکرام نمود). پیامبر فرمودند: "مادر سعد، کار را بر خدا واجب نکن" ( منظور اینکه تو نمی دانی حال سعد در آنجا چگونه است قضاوت نکن). مادر سعد گفت یا رسول الله ما فراوان آنچه را که تو درباره سعد گفته ای (تعریفش کرده ای) شنیده ایم پیامبر (ص) فرمودند: "سعد در خانه با اهلش درشت زبانی می کرد" (لذا الان در قبر معذب شده است). و بر سر قبراو ایستاد تا خداوند از گناه او بگذرد. همچنین در مورد یکی از اولادهایشان که فوت شده بود او را دیدند که بر سر قبرفرزندش نشسته و دعا می کند. فرمودند: "گناهانی داشت که از خداوند آمرزش او را خواستم."

در عین حال هم خودشان برای مردگان دعا می کردند، و هم به دیگران سفارش کرده اند که به مردگان دعا نمایند. فرق دعا کنندگان در این است که مردان وارسته خدایی با دیده ی باز، آنها را در آن عالم می بینند ولی  به دیگرانی هم که این دیده بینا را ندارند توصیه دعا کرده اند. 

مقالات مرتبط